براي جواب هايم دنبال سوال ميگردم
آمدم امتحان پس دهم
هرچه دادم بس نبود هرچه دادند پس ميدهم به جز اين...
زمين مادري بود كه به جاي شير دادن دوشيد
پوشيد لباس بره
زن شد و جوشيد
داد تا بدهكار شوم
تا سكه ي يك پولم كند
بايد بكشم بيرون از خودم توي صورتش
چكي كه برگشت خواهد خورد
از حسابي كه پاك است چه باك !!!
من خرم از كره گي دم نداشت كه در اين نيم كره بود و در نيم كرات ديگر ميچرييييد
آفتاب را كه تاب روزم نداشت
به شب تاب ميداد
و تاب ميخورد تخت در خواب
وسط آفتابي كه نفتش تمام شد
و تا پاي ماه كه از زير ملافه ي ابريش زده بيرون
فكر فردا ميكرد
و ديروز را تمام نكرده تا ميكرد
لاي تقويمي كه روزهايش گوز شد
از خياباني كه عابر ندارد چه فرق ميكند خلاف بروي
چه فرق مي كند كدام راه وقتي همه يكطرفه به قاضي ميرسد
سرم مثل چهار راهي ست كه چراغش گير كرده
همه چيز را در گير كرده
و هي بوق بوق بوووووووووووووووق
هي يابو از كي فاميل شده اي ؟
اين را كسي گفت كه واقع گرا بود
من كه نبودم قرمز شدم
هنوز منتظر چراغم كه سبز نشد چيزي جز علف
مثل خياباني شده ام كه بن بست است
هر كه پيش ميرود به در بسته ميخورد
ميخورد و ليواني آب روش و ميرود
كليد گم نكرده ام كه اينگونه قفل كرده ام
قفل كرده ام كه چيزي گم كرده باشم
و بچرخم دنبال چيزي تا بيكار نباشم
هي ﭽ ريدم اما پيدا نشد كليدي كه قفلم را باز كند
و زن هم نكرد تمامم تا دستي در اين راز كند
معتادم به خودم
هر چه ميكشم تمام نميشوم
از خودم بالا مي آورم
مثل كوچه اي كه از دو سو بن بست است
راست رفتم راست نبود
چپ رفتم چپ شدم
از ديوار خودم بالا ميروم سر بالا ميروم لا لا ميروم
انسان تف سربالايي ست كه پايين مي افتد
بعد زمين آنقدر ميچرخد تا دوباره بالا برود
برود كه برنگردد به جهنم!
